به دنیا اومدن پسر یکی یدونم
جون پیشم بود بابایی برد خونه که استراحت کنه مادر جون پیشم موند.بعد ساعت ۸اینا مامان جون دوباره اومدو شبو موند.خیلی خوشحال بودم که سالم به دنیا اومدیو پیشم بودی.فردا هم تا ظهر ترخیص طول کشید.از صبح هم مادر جون اومده بود.ساعت ۲بالاخره مرخصمون کردن.وقتی خونه رسیدیم اقا جون خروس خریده بود(پول گوسفندو دادیم خیریه().مامانی فعلا بسه.تو خوابی.منم برم یکم استراحت کنم.
نویسنده :
مامانی
15:04


